بگذار تنها باشم
اینگونه هیچ صدای ریاکارانه ای خلوتم رانمی شکند
بگذار سکوت بین من وتو باشد
تا هیچ بهانه ای برای نگاه های ملال انگیز نباشد
بگذار دستهایم رابرای خود نگه دارم تاوقتی بر زمین میافتم اسیر دستهای سرزنشگر نگردم
بگذار خویش باشم با تمام دردهای گفته وناگفته خویش
بگذار گریه باشم با زلال غم
بگذار هیچ ازمن وتو در نیامیزد
بگذار خویش باشم
بگذار مرا به حال خویشتن
اکردوست داری مرا
تنها اگر...

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 12:18  توسط emad
|
بی تو تنهایم
ای صدای ریزش باران عشق
بی تو تنهایم و تو را میخوانم
با دلی که از احساس عشق
به اندازه ی شهد گل های بهاری پر است
وبا صدایی
که از ترانه ی باران تهی است
بی تو تنهایم
در سکوتی از جنس فریاد و خواستن
در زندانی که هر لحظه تنگ تر میشود
و در رویایی که تو در آن خورشیدی
برگرد که کودکی به هرم دستان بی نیاز تو محتاج است
برگرد که احساسی بی تو از ابر ها دور است
بی تو تنهایم
شاعر : ((سپیده مظهری))
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 12:15  توسط emad
|

کاش می گفتی چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست
چگونه باور کنم نبودنت را، ندیدنت را؟
مگر می توان بود و ندید؟
مگر می توان گذاشت و گذشت؟
مگر می توان احساس را در دل خشکا ند؛ سوزاند؟
چه بی صدا رفتی
چه بی امید رها کردی دل را، آرزو را، حرف را
از بلبلک های باغ سراغت را گرفتم
خبری نداشتند
و خندیدند به حال زار من
که چگونه از نیامدنت، نپرسیدنت و خبر ندادنت، گرفته و نا توانم
آری آنها نیز نفهمیدند که بی تو چگونه سرکنم زندگی راشررم چیره شده ...
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 21:9  توسط emad
|
ميدوني وقتي نيستي دل من ميشه غمگين وخستـــــــــــــــــــــــــــــــــــه
دوتا چشماي گريونم اگه بري كم كم ميشه بستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
آسمون بي تو ميباره دلم از بارون بيــــــــــــــــــــــــــزاره
...دل من اي بيچــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاره
ببين روزاي تكراري يا شباي بيقراري اينارو واسم خاطره میـــــــــــــــــــــــــــــــذاری
نميخوام هيچكي بدونه دلم واسه چي ميخونه دل من اي ديـــــــــــــــــــــــــــــــونه
ديونه دل بيقراره آروم نداره تورو دوست داره ميمونه با تو هميشه بي تو نميشه
دلم چي نميشه.دلم بی تو نمیشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه.
***************************************
بگو دوسم داري نميري هيچ وقت تو اخه جز تو نميخوام من هيچ كس رو
ميخوام توي تاريكيام مثل نور بموني نميخوام حتي يه روز ازم دور بموني
بدون دوست دارم خيلي خاطرتو ميخوام من تا اون سر دنيابخاطر تو ميام.
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 19:59  توسط emad
|
|
انتظار واژه ی غریبی است ... واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست که با آن خو گرفته ام. که چه سخت است انتظار هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظارهای فرداهای من! خواهم ماند تنها در انتظار تو چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟ شاید روزی بخوانند بر تو، عشق مرا ... می دانم روزی خواهی آمد، می دانم ... گریان نمی مانم، خندانم! برای ورودت ای عشق. وقتی که به یادت می افتم، به یاد خاطراتت ... نامه هایت را مرور می کنم، یک بار ... نه ... بلکه صد بار وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد ... و اشک شوق بر گونه هایم روانه میشوند ... تنها میگویم همیشه در قلب منی تو ... میدانم که باز خواهی گشت ... می دانم! به یاد لحظات خوش انتظار و تنهایی ... به یاد او و تقدیم به او ... |
+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 20:27  توسط emad
|
عشق يعني حســـــــرت شبهاي گرم
عشق يعني ياد يک رويــــــاي نـــــــرم
عشق يعني يک بيــــــابان خـــــــاطره
عشق يعني چهار ديواري بدون پنـجره
عشق يعني گفتـــني بـا گـــــوش کـــر
عشق يعني ديــدني بـا چشـــم کـــور
عشق يعني غـرقه گــشتن در ســراب
عشق يعني حـلقه هاي بي حســـاب
عشق يعني تا ابد بـــــي ســـرنوشـت
عشق يعني آخــــــر خــــط بهـــــــشت
عشق يعني گـم شدن در لـــــحظه ها
عشق يعني آبــي بـــــــي انتـــــــــهـــا
عشق يعني زرد تنــــــــها و غريـــــــــب
عشق يعني سرخــي ظــــاهر فريــــب
عشق يعني هــر چه تنها ماندنيـسـت
عشق يعني هر چــه را دل کــندنيست
عشق يعني يک سوال بــــــي جـــواب
عشق يعني راه رفتـــــن تـــوي خـــواب
عشق يعني تکــــيه بر بـــــازوي بــــــاد
عشق يعني حســــرتت پـــــاينده بـــا
عشق يعني خسته بودن ازفريب زندگي
عشق يعني درد بـــردن از غم بالندگي
عشق يعني هرچه گفتن,هر چه کردن,بهر او
عشق يعني هــــر زمان تنها شنيدن نـام او

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 20:19  توسط emad
|
هوای دل نازک ببین آدم شدم من دوستت دارم
با آنکه چیدم سیب و ویران هم شدم من دوستت دارم
از چشمهای خود بباران قطره قطره شعر هایم را
مانند شبنم با دلت همدم شدم من دوستت دارم
دیگر نه تنهایی نه شراب کهنه هر شب
شاید که بی تو خسته از عالم شدم من دوستت دارم
می خواستی سر نیندازم به زیر و پیشتان باشم
شر منده ام که باعث این غم شدم من دوستت دارم
فریاد بر می آورم آهسته ات چیزی نمی گویم
زانو زدم در خاک و پیشت خم شدم من دوستت دارم
"خلاصه بگم همه جوری دوست دارم گلم"

+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 20:15  توسط emad
|
یکبار خواب دیدن تو به تمام عمر می ارزد
پس نگو...! نگو که رویای دور از دسترس خوش نیست
قبول ندارم
گرچه جسم خسته است ولی دل دریاییست
توانش بیش از این هاست
دوستت دارم ! گناهش هر چه باشد باشد
دوستت خواهم داشت بیشتر از دیروز و هر روز
باکی ندارم از هیچکس و هر کس ،که تو را دارم
نفسی

+ نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 20:7  توسط emad
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 20:22  توسط emad
|

عشق یعنی:
کوچیک کردن دنیا به اندازه ی یک نفر
و بزرگ کردن یک نفر به اندازه ی یک دنیا

کاش می شد سه چیز را از کودکان یاد بگیریم
بی دلیل شاد بودن و پای کوبیدن
همیشه سرگرم کار بودن و بیهوده ننشستن
حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فریاد زدن 
دوست دارم با تمام وجودم

+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 20:37  توسط emad
|